این سه تشکل مستقل کارگری در مورد بازداشت کارگران و فعالان سندیکایی نوشتهاند: «مسئولان امنیتی اعلام کردهاند که جمهوری اسلامی علی رغم پذیرش مقاوله نامههای بین المللی فعلا مصلحت نمیداند که سندیکا در ایران تشکیل شود و چنانچه کسی اقدام به فعالیت سندیکایی کند، مخالف نظام جمهوری اسلامی شناخته و محاکمه خواهد شد.» این تشکلها در نامه خود اعلام کردهاند که شرایط زندگی طبقه کارگر ایران در طول ۳۰ سال گذشته و برخلاف مطالبات پایهای انقلاب ۵۷، بدتر شده و روزبه روز بر ابعاد فقر، فلاکت و بی حقوقی آنان افزوده شدهاست. «سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه»، «سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه» و «اتحادیه آزاد کارگران ایران» در این نامه به اعمال فشارهایی که جمهوری اسلامی ایران در سالیان اخیر بر کارگران و فعالان کارگری آوردهاست، اعتراض کردهاند. در همان سال، نخستین قبیلههای مهاجم عرب، که حالا تحت پرچم اسلام با هم متحد شده بودند، به قلمروهای ساسانی رسیدند. بیزانسیها با استفاده از نابسامانی تا عمق قلمروهای خسرو انوشیروان پیشروی کردند، حتی نیروهای آبخاکی را در آنسوی دریای خزر هم تدارک دیدند. در ابتدا، بهرام پنجم و یزدگرد دوم شکستهای قاطعانهای بر آنها وارد کردند و آنها را به سوی شرق راندند. یزدگرد بلافاصله پس از شنیدن خبر شکست ایرانیها در جنگ نهاوند، به همراه فرخزاد (برادر رستم فرخزاد) و تعدادی از اشراف ایرانی باز هم به سوی استان شرقی خراسان عقبنشینی کرد.

در سال ۵۷۶، خسرو انوشیروان آخرین لشگرکشی خود را انجام داد، یورشی به آناتولی که باعث به تاراج بردن سیواس و ملطیه شد، اما با مصیبت و فاجعه پایان یافت: ایرانیها که در بیرون از ملطیه شکست خوردند، در حین عبور از فرات در زیر حملات بیزانسیها، تلفات سنگینی دادند. در سال ۶۲۹، هراکلیوس چلیپای راستین را با برگزاری یک آیین شکوهمندانه به اورشلیم برگرداند. به گفته کلهر، برخلاف مناظره با محسن رضایی که یک مناظره منطقی بود، احمدینژاد در مناظره با موسوی خوب عمل نکرد. جاماسپ شاهی خوب و مهربان بود، او مالیاتها را به منظور کمک به کشاورزان و فقرا کاهش داد. او بلاش، یکی از برادران پیروز اول را شوراند تا به تخت پادشاهی بنشیند، هرچند که تهدید هونها تا زمان سلطنت خسرو اول هم پابرجا ماند. پیروز اول کشته شد و ارتش او معدوم شد. یک سال قبل از آن، فرماندار ساسانی ارمنستان، چهرگشنسپ از خاندان سورن، یک معبد آتش در دوین در نزدیکی ایروان امروزی بنیان نهاد، و یکی از اعضای بانفوذ خانواده مامیکونیان را اعدام کرد، که این اعدام موجب یک شورش شد که در اثنای آن فرماندار ایرانی و پاسداران او در سال ۵۷۱ کشته شدند، و شورشیان هم به ایبری گریختند. پس از این پیروزی، هپتالیان تا شهر هرات پیش رفتند، و امپراتوری را در هرج و مرج و بینظمی قرار دادند.

قباد در سال ۵۲۱/۵۲ کنترل لازستان را از دست داد، که حکمرانان آن از آن پس به رومیها وفادار بودند؛ در سال ۵۲۴/۵۲۵ تلاش مشابهی هم از طرف ایبریاییها درگرفت که باعث درگرفتن جنگی بین ایران و روم شد. رئیس کل بانک مرکزی ایران، دلایل کاهش تورم را اقدامات بانک مرکزی نظیر کنترل نقدینگی و تقویت نظارت در تزریق پول و مقابله با سفته بازی میداند. در جریان اجرای برنامه مهاجران کودک بین دهههای ۱۹۲۰ تا ۱۹۶۰، بیش از ۱۳۰هزار کودک فقیر بریتانیایی با وعده زندگی بهتر به کشورهای مشترکالمنافع بریتانیا به ویژه استرالیا و کانادا فرستاده شدند. در نتیجه، ساسانیان قادر بودند تا مقری را در یمن برپا کنند تا بتوانند تجارت دریایی با شرق را اداره کنند. در سال ۵۳۱، ژوستینین پیشنهاد کرد که آکسومیتهای یمن با تجارت دریایی با هندیها، پارسها را از تجارت هند جدا کنند. بعدها، یمن از اطاعت از ساسانیان چشمپوشی کرد و یک لشگرکشی دیگر در سال ۵۹۸ از طرف ایران اتفاق افتاد که با موفقیت یمن را به عنوان یک استان جدید به شاهنشاهی ساسانی ضمیمه کرد، که تا دوران اغتشاش پس از خسروپرویز پابرجا بود. به علاوه، «مالیات زمین» یا «خراگ» کهن ساسانیان (که در عربی به آن خَراج میگویند) هم اتخاذ شد.

او سپس در سال ۴۴۳ نیروهای خود را در نیشابور جمع کرد و یک لشگرکشی طولانی علیه کیداریان را ترتیب داد. در بین سالهای ۶۲۲ تا ۶۲۷، او در آناتولی و قفقاز علیه ایرانیها لشگرکشی کرد، در یک رشته از جنگها در برابر ایرانیها که تحت فرماندهی خسرو، شهربراز، شاهین و شهراپلاکان بودند، به پیروزی رسید، معبد بزرگ زرتشتیان در گنزک را به تاراج برد و با خزرها و خاقانات غربی ترک هم همپیمان شد. ایرانیها در سال ۶۱۱ سوریه را اشغال کردند و انطاکیه را گرفتند. این میتواند به این معنی باشد که زنان در ذهن موبدان و مردان «اهورامزدایی» نبودند. زنان گرچه از حقوق اجتماعی همچون صاحب ملک بودن بهرهمند بودند ولی این امتیازات بسته به طبقه اجتماعی زن داشت (ممتاز، تحت انقیاد، یا مستقل). زنان در هنگام روز باید سه بار در جلو شوهران خود زانو میزدند و از آنها میپرسیدند که چیزی میخواهند یا نه، یا چگونه میتوانند او را خوشحال کنند. او در سال ۴۵۹ توسط برادرش پیروز کشته شد. در سالهای بعدی سلطنت او، او مجدداً با کیداریان وارد نزاع شد تا اینکه در سال ۴۵۷ از دنیا رفت. این اوج گسترش قلمرو ایران همراه بود با شکوفایی تمدن ایرانی در زمینه هنر ایرانی، موسیقی ایرانی و معماری ایرانی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *